بزرگراه خود ارضای رو به کدامین هرزگی دارد
مغزم امروز خودارضایی کرد،دیگر باکره نیست
میخواهم سبز باشم
معشوقه ای در کلیسا لب گرفت،جرم است؟
علی کاندوم های پاره شده را در جیبش گذاشت،جرم است؟
هرزه ای سفیدی خشک شده ای روی شالش پیداکرد،جرم است؟
زن پریودی باز هم داد،جرم است؟
دختری سینه هایش را به حراج دستان هرزه گذاشت،گرسنه بود،جرم است؟
من امروز فاحشه ای دیدم که در ارضای مردی به فکر هرزگی بعدیش بود.من امروز مردی دیدم که در جر خوردگی فکر کثیفش کودکش را بیخ تا بیخ سر برید.زنی درنگاه پسر دو ساله اش به غریبه ای نجابت دادواسکناس بوسید.من به دار آویخته شدن زن هرزه ای را دیدم که در نداری شوهر عاشقش ،عشق را با دو مرد دیگر به کثافت کشید.چشمانم را بستم.
باید گفت از دختری که پرده اش را دوخت و آنکه در بی پولی سوخت...
مهم نی زن باشی یا مرد همین که تن بدی و دل نه فاحشه ای
عجب زهری را از عسل لبهایم نوشیدی!
دلم میسوزد برای کتابهای ماکز،جویز،کافکا..نوشته های من،ریحان !
نوشته هایی ازدردهای هرزگی که رویشان خاک مینشیند اما رمان های دروغ عشق به چاپ دهم میرسد
کسی به فکر فاحشگان قدیسه نیست.