وقتی روبرویم ایستاد لب ایم را بستم و با قدم هایی که برمی داشتم تا دور شوم از تاریکیش فریاد کشیدم...چه قدر میدهی برای تباهیم در خراب شده ات؟؟معیاری هم مگر وجود دارد...بیقراری هایت با وسوسه ی شیطانت آغاز میشود..به راستی کی به دنیا آمده ای ؟روز تولد ابلیس...یا نه...بگذار بهتر بگویم...روزی که مرا در حجله ی خونین به تماشا نشستی..برایت لباسی از تور میپوشم با رنگی جیغ اینگونه پشت دنیای زنانگیم قایم میشوم..شاید یاد باکره ی قبلی بیافتی که اخرین بار با دنیای نجابتش خداحافظی کرد!

بزرگراه خود ارضای رو به کدامین هرزگی دارد

 

مغزم امروز خودارضایی کرد،دیگر باکره نیست

میخواهم سبز باشم

 

+ تاريخ ۱۳٩٠/٢/٢۸ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ نويسنده ته کشیده نظرات ()

معشوقه ای در کلیسا لب گرفت،جرم است؟

علی کاندوم های پاره شده را در جیبش گذاشت،جرم است؟

هرزه ای سفیدی خشک شده ای روی شالش پیداکرد،جرم است؟

زن پریودی باز هم داد،جرم است؟

دختری سینه هایش را به حراج دستان هرزه گذاشت،گرسنه بود،جرم است؟

 

+ تاريخ ۱۳٩٠/٢/٢۸ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ نويسنده ته کشیده نظرات ()

من امروز فاحشه ای دیدم که در ارضای مردی به فکر هرزگی بعدیش بود.من امروز مردی دیدم که در جر خوردگی فکر کثیفش کودکش را بیخ تا بیخ سر برید.زنی درنگاه پسر دو ساله اش به غریبه ای نجابت دادواسکناس بوسید.من به دار آویخته شدن زن هرزه ای را دیدم که در نداری شوهر عاشقش ،عشق را با دو مرد دیگر به کثافت کشید.چشمانم را بستم.

+ تاريخ ۱۳٩٠/٢/٢۸ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ نويسنده ته کشیده نظرات ()

باید گفت از دختری که پرده اش را دوخت و آنکه در بی پولی سوخت...

+ تاريخ ۱۳٩٠/٢/٢۸ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ نويسنده ته کشیده نظرات ()

مهم نی زن باشی یا مرد همین که تن بدی و دل نه فاحشه ای

+ تاريخ ۱۳٩٠/٢/٢۸ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ نويسنده ته کشیده نظرات ()

عجب زهری را از عسل لبهایم نوشیدی!

+ تاريخ ۱۳٩٠/٢/٢۸ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ نويسنده ته کشیده نظرات ()

دلم میسوزد برای کتابهای ماکز،جویز،کافکا..نوشته های من،ریحان !

 

نوشته هایی ازدردهای هرزگی که رویشان خاک مینشیند اما رمان های دروغ عشق به چاپ دهم میرسد

کسی به فکر فاحشگان قدیسه نیست.

+ تاريخ ۱۳٩٠/٢/٢۸ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ نويسنده ته کشیده نظرات ()