دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعرتازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف میزنم ؟
درد حرف نیست
درد نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم ؟
پ.ن1 -حس میکنم دچار خلاشدم !
پ.ن2-هرچه هستی باش اما باش!
چیکار کنم؟؟؟؟
اینجا همه هر لحظه می پرسند :
- ((حالت چطور است؟))

اما کسی یک بار
از من نپرسید:
- ((بالت...
حرف های ما هنوز ناتمام
تا نگاه میکنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از انکه باخبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگریز میشود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چه قدرزود
دیرمیشود!
* قیصرامین پور*
